بایگانی

بایگانیِ دسامبر 2009

اي همه گل هاي از سرما کبود… !

دسامبر 30, 2009 ۱ دیدگاه

براي عاشوراي خونين و شهداي سبز آن روز كلامي از فريدون مشيري

اي همه گل هاي از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر، هرگز اين چنين غمگين نيافت
باغ، هرگز اين چنين تنها نبود

تاج هاي نازتان بر سر شکست
باد وحشي چنگ زد در سينه تان
صبح مي خندد خودآرايي کنيد!
اشک هاي يخ زده، آيينه تان

رنگ عطر آويزتان بر باد رفت
عطر رنگ آميزتان نابود شد
زندگي در لاي رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!

روزگاري، شام غمگين خزان
خوش تر از صبح بهارم مي نمود
اين زمان   حال شما، حال من است
اي همه گل هاي از سرما کبود !

روزگاري، چشم پوشيدم ز خواب
تا بخوانم قصه ي مهتاب را
اين زمان   دور از ملامت هاي ماه 
چشم مي بندم که جويم خواب را

روزگاري، يک تبسّم، يک نگاه
خوش تر از گرماي صد آغوش بود
اين زمان بر هر که دل بستم دريغ
آتش آغوش او خاموش بود

روزگاري، هستي ام را مي نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگيزِ من
اين زمان خاموش و خالي مانده است
سينه ي از آرزو لبريز من

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
خنده ام را اشکِ غم از لب ربود
زندگي در لاي رگ هايم فسرد
اي همه گل هاي از سرما کبود… !

دسته‌ها:جنبش سبز, شعر

انالله واناالیه راجعون

دسامبر 28, 2009 ۱ دیدگاه

انالله واناالیه راجعون

 

عاشورا تكرار شد

 

تسليت به تمام عزيزان سبز و تسليت به رييس جمهور مهندس مير حسين موسوي

 

 

دسته‌ها:جنبش سبز

راه آزادي از امام حسين ميگذرد

عاشوراي حسيني بر آزادگان حسيني تسليت

 امام حسين : اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید

پوستر با سايز اصلي

 

 زان یار دلنوازم، شکری است با شکایت  

گر نکته دان عشقی، خوش بشنو این حکایت

 بی‌مزد بود و منت، هر خدمتی که کردم    

یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت

 رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس       

گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کان‌جا    

سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت

هرچند بردی آبم، روی از درت نتابم   

جور از حبیب خوش‌تر، کز مدعی رعایت

چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی 

جانا روا نباشد، خون ریز را حمایت

 در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود  

از گوشه‌ای برون آی! ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود   

زنهار از این بیابان، وین راه بی‌نهایت…

 عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ   

 قرآن ز بر بخوانی، با چارده روایت

 

دسته‌ها:جنبش سبز, روزمره

جناب آقاي دكتر علي شريعتي ديگر در عجب نباش!!!

دسامبر 24, 2009 2 دیدگاه

 

دكتر علي شريعتي جايي اينچنين مي نگارد:

این كه حسین فریاد مى‏زند – پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند – فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.

ما «هل من ناصر ینصرنى؟» را بي جواب نگذاشتيم و براي استيفاي حق خود به پا خواستيم و در راه خود همچون الگوي زمانه خود آيت الله منتظري يك قدم به عقب نخواهيم گذاشت.

در جايي دكتر شريعتي اينچنين مي نگارند:

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست .

استاد درس اخلاق و زندگي من،به خاطر تمامي درس هايي كه روزانه از شما گرفتم،  با تمام ارادتي كه به شما دارم ميخواهم به شما عرض كنم كه:

ديگر در عجب نباش كه ما زير بار شلاق ظلم و ستم زندگي نميكنيم و به پا خواسته ايم  ولي همچنان در سوگ مظلوميت حسين و ديگر آزادگان زمانه مي گرييم.

دسته‌ها:جنبش سبز, روزمره

تفالي به حافظ در شب يلدا به ياد آيت الله منتظري

به ياد آيت الله منتظري آن بزرگمرد آزادي خواه و حق طلب ، تفالي به حافظ زدم تا در بلندترين شب سال به سوگ او بنشينيم.

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکن د قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان


آن پير فرزانه زنده است چون منتظري يك شخص نبود ، او يك خط مشي روشن و جاودانه است.


دسته‌ها:جنبش سبز
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.