
گفت آن يار كزو گشت سر ِ دار بلند جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد
دوستي گفت:
-ديديم كه بي گناهان نيز سرشان بالاي دار مي رود!
در جواب به او گفتم:
-بي گناه نبودند، با شه ايران سخن گفتن ز آزادي خطاست.
در جواب گفت:
-كار ايران با خداست.
چگونه به اين راحتي سخن از كشتن به ميان مي آورند، مگر چه لذتي در اين كار است كه آقايان در هر تريبوني آن را تكريم ميكنند و با چنين لذتي از آن سخن مي گويند.اينان كه داعيه پيروي از پيامبر اسلام را دارند ، آيا به ياد نمي آورند كه آن بزرگ حتي جنگ با مشركين را در اين ماه حرام دانستند و به ياد نمي آورند كه امير مومنان فرمودند:
لذتي كه در بخشش هست در انتقام نيست
و خداون در قرآن كريم اينگونه قصاص را بيان مي كند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
ای کسانی که ايمان آورده ايد ، در باره کشتگان بر شما قصاص مقرر شد :، آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن پس هر کس که از جانب برادر خود عفو گردد بايد که با خشنودی از پی ادای خونبها رود وآن را به وجهی نيکو بدو پردازد اين حکم ، تخفيف و رحمتی است از جانب پروردگارتان و هر که از آن سر باز زند ، بهره او عذابی است دردآور
شان نزول آیه :
عادت عرب جاهلى بر اين بود كه اگر كسى از قبيله آنها كشته مىشد، تصميم مىگرفتند تا آنجا كه قدرت دارند از قبيله قاتل بكشند، و اين فكر تا آنجا پيش رفته بود كه حاضر بودند به خاطر كشته شدن يك فرد، تمام طائفه قاتل را نابود كنند. آيه 178 نازل شد و حكم عادلانه قصاص را بيان كرد. اين حكم اسلامى، در واقع حد وسطى بود ميان دو حكم مختلف كه در آن زمان وجود داشت؛ بعضى قصاص را لازم مىدانستند و چيزى جز آن را مجاز نمىشمردند و بعضى تنها ديه را لازم مىشمردند، اسلام قصاص را در صورت عدم رضايت اولياى مقتول، و ديه را به هنگام رضايت طرفين قرار داد.
و در تفسير اين آيه مي آورند:
(يا ايهاالذين امنوا كتب عليكم القصاص في القتلي ):(اي كساني كه ايمان آورده ايد قصاص در جناياتي كه واقع مي شود بر شما واجب است )اين حكم مخصوص به مسلمانان مي باشد وقصاص عبارت است از پيگرد جنايتكاربراي حمايت از جامعه انساني در برابر اشرار و مجرمين ، (الحر بالحر و العبدبالعبد والانثي بالانثي ):(آزاد در برابر آزاد و برده در مقابل بنده و زن در مقابل زن )يعني نفس به نفس عين جنايتي را كه به او وارد كرده بر او وارد مي آورند، (فمن عفي له من اخيه شي ء):(پس اگر صاحب خون از برادرش (قاتل )گذشت كند)خواه عفو نسبت به تمام حق باشد يا بعض آن ، كما اينكه زماني كه اولياء دم متعددباشند و چند نفر از آنان از حق خود براي قاتل بگذرند، قصاص ملغي مي شود و ديه بر قرار مي گردد و به جاي ذكر قاتل كلمه برادر را آورده است تاحس محبت و رأفت وتحسين گذشت و عفو را بر انگيزد، (فاتباع بالمعروف واداء اليه باحسان ):(پس بر صاحب حق است كه قاتل را تعقيب كند و خونبها رااز او مطالبه نمايند به نحو پسنديده و برقاتل است كه خونبهايي را كه بدهكاراست به نيكي بپردازد)، واين حكم براي تحقق صفاي قلب بين دو طرف بوده ،لذاقصاص به ديه تبديل مي شود، چون در عفو لذتي است كه در انتقام نيست ،(ذلك تخفيف من ربكم و رحمه ):(اين مورد تخفيف و رحمتي از ناحيه پروردگارتان مي باشد) يعني حكم انتقال از قصاص به ديه بخاطر تخفيف به شماست و به همين جهت تغييرپذير نيست ، پس صاحب خون نمي تواند بعد از عفو، پشيمان شده و از قاتل قصاص نمايد، (فمن اعتدي بعد ذلك فله عذاب اليم ):(پس اگركسي بعد از عفو ،تجاوز كرده و قصد قصاص نمايد ،پس براي او عذابي دردناك خواهد بود) يعني اگر صاحب دم بخواهد پشيمان شود و بعد از عفو طلب قصاص كند ،آنوقت خود او هم متجاوز است وعذابي دردناك براي او خواهدبود.
و آيا اين شرح حال حاكمان بر ما نيست كه شباهت زيادي به آن اعراب پيدا كرده اند.ولي جوانان وطن ما چگونه قابل مقايسه با اينان مي باشند كه من حتي از مقايسه آنان شرم مي كنم. جواناني كه طراوت اين خاك را ميسر شده اند و سرمايه اي چنين را بدين زشتي پليدي از بين مي برند.
بی حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
باور كنيد كه پاسخ آيينه سنگ نيست
سوگند مي خورم به مرام پرندگان
در عرف ما، سزاي پريدن تفنگ نيست.
خداوند در قرآن در مورد حرمت محرم بسيار تاكيد مي كند و در چند جاي قرآن از آن ياد مي كند و پيامبر را از جنگ و خونريزي در اين ماه بر حذر مي دارد. حرمت امامزاده با متولی آن است چگونه خود حرمت اين ماه را مي شكنند و دم از حرمت شكني طرف مقابل مي زنند، آري اينان متوليان دروغيني هستند كه حرمت هيچ را نگه نمي دارند.
و در آيه 2 سوره مائده مي فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ای کسانی که ايمان آورده ايد ، شعاير خدا و ماه حرام و قربانی را چه ، بدون قلاده و چه با قلاده حرمت مشکنيد و آزار آنان را که به طلب روزی و خشنودی پروردگارشان آهنگ بيت الحرام کرده اند ، روا مداريد و چون از احرام به در آمديد صيد کنيد و دشمنی با قومی که می خواهند شما را از مسجدالحرام باز دارند وادارتان نسازد که از حد خويش تجاوز کنيد ، و در نيکوکاری و پرهيز همکاری کنيد نه در گناه و تجاوز و از خدای بترسيد که او به سختی عقوبت می کند.
و آيه 217 سوره بقره اينچنين آمده است:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
تو را از جنگ کردن در ماه حرام می پرسند بگو : جنگ کردن در آن ماه ، گناهی بزرگ است اما بازداشتن مردم از راه حق و کافر شدن به او و مسجدالحرام و بيرون راندن مردمش از آنجا در نزد خداوند گناهی بزرگ تر است ،و شرک از قتل بزرگ تر است آنها با شما می جنگند تا اگر بتوانند شمارا از دينتان بازگردانند از ميان شما آنها که از دين خود بازگردند و کافر بميرند ، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند
اين آيه ، بنا به نقل برخى از مفسران در روز فتح مكه ، خطاب به مسلمانان فاتح نازل شد و به آنان فرمان داد كه پس از پيروزى بر مشركان ، شعائر الهى و ماه هاى حرام را ناديده نگيرند و بسان گذشته ، نسبت به آن ها پاى بند و متعهد باشند.
بنابراين ، اگر آنان به مشركانى برسند كه آداب جاهليت را در زيارت خانه خدا انجام مى دهند، نسبت به آنان عصبانى نشده و آنان را به قتل نرسانند. زيرا در خانه امن الهى و در ماه حرام قرار دارند.
منصور ها و سنگدلان هر دو جاويدان مي شوند يكي به نيكي ديگري به بدي. و همانا كه معراج مردان، بر سر دار است جايگاه نامردان ، تريبون هاي فرمايشي و كارشان تكريم و تشويق كشتار آن هم در ماه حرام.
کم نگاهان فتنه ها انگيختند بنده حق را بدار آويختند
آشکارا بر تو پنهان وجود بازگو آخر گناه تو چه بود؟
پيوند در بالاترين