بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘موسيقي’

و باز هم منتقل شدم…

با درود به تمامي دوستان هميشه همراه

آدرس جديد و بدون فيلتر وبلاگ من:

www.Anoosheh2.Wordpress.Com

دست زنجیربافان در زنجیر باد

ژانویه 24, 2010 8 دیدگاه

به دنبال دستگیری تحریریه مجله فرهنگ و آهنگ و شائبه توقیف مجله

 

دست زنجير بافان در زنجير باد

 

1 – آروین صداقت­کیش، کیوان فرزین و بهرنگ تنکابنی، از نویسندگان عرصه موسیقی و گردانندگان مجله وزین فرهنگ و آهنگ به جرم هیچ و پوچ بازداشت شدند. از سویی شنیده شده که مجله فرهنگ و آهنگ نیز توقیف شده است. با توجه به عملکرد قانونی، مشخص و غیر سیاسی این مجله، توقیف مجله و بازداشت گردانندگان آن و عدم تشخص جرم، غیر قانونی است.

2 – شکی نیست مجله فرهنگ و آهنگ از زمان انتشار آن تا به حال، توانسته موجی از روشنگری در عالم موسیقی و خوراکی فکری برای اهالی فرهنگ ایجاد کند. توقیف و عدم انتشار آن، نشان از ضدیت دیرینه دولت با میراث فرهنگی و هر نوع روشنگری و روشن­بینی در این عرصه است. مشخص است که دورنمای دولت از این انسداد و انحصار چیست؛ با حذف رسانه­های بسیار محدود موسیقی، امکان جریان­سازی اطلاعات حوزه فرهنگ به ویژه موسیقی را سلب کنند. مردم را از فرآیند فعالیت­های موسیقی بی­خبر سازند. پیوند مردم با موسیقی را منقطع سازند. در نهایت در بی­خبری مردم، در یک کودتای روزانه یا شبانه، هر چه نام و نشانی از موسیقی ایرانی دارد، محو سازند. مسئله تنها توقیف و بازداشت مجله و دست­اندرکاران مجله نیست که براندازی میراث فرهنگی و دراندازی یک ارتش فرهنگی است. ضدیت حضرات با موسیقی امروزین نیست، دیرگاهی است در این گنبد دوار نشسته­ و فرهنگ و هنر این سرزمین را سلاخی می­کنند. عاشقان را گردن می­زنند مبادا شعله­ای در آن نهان باشد. آسمان کشتی ارباب هنر می­شکند. نمی­پندارند که در افتدان با اهالی هنر، ملک و دیوان را با هم خواهد سوازاند: دردمندان بلا زهر هلاهل دارند / قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی.

اندکی نمی­پندارند که این میراث مانند شجره طیبه­ای قوام و دوام دارد. بر این منابر نهج­البلاغه را بر مردم تفسیر، تدریس و مداحی می­کنند. کمی غور نمی­کنند و روی دیگر آن را بر خود بخوانند. که گفته است چندین ورق را ببین / ورق را بزن حق را ببین. حضرت علی می­گوید: فإنّهم صنفان إمّا أخ لک فی­الدین و إمّا نظیر لک فی الخلق مردم سرزمین دو دسته­اند یا برادران دینی تو هستند (یا دینی غیر از دین تو و شاید بی­دین) هستند.  وَ لاتَنْقُضْ سُنَّة صالِحَة عَمِلَ بِها صُدُور هذِهِ الاُْمَّةِ، وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الاُلْفه و … (مبادا سنت و میراث استواری را در جامعه­ای که موجب فخر آن جامعه شده، را منسوخ سازید. از سویی دیگر میراث دیگری نیاوری که مردم با آن بیگانه هستند. زیرا معایب میراث خودساخته را بر گردن تو می­گذارند)

اما در مقابل این میراث کهن ایستادگی کردن، مانند غبار اسبان مغول، تنها از غبار اغیار غبار ماند.

گیرم که در باورتان به خاک نشسته­ام
و ساقه­های جوانم از ضربه­های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می­کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده­ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه­های نشسته در آشیان چه می­کنید؟
گیرم که می­زنید
گیرم که می­برید
گیرم که می­کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می­کنید؟

3 – اگر پیشترک مختصر شکی، بر بطلان این نوع بازداشت­ها می­رفت، حال با بازداشت این عزیزان دربند، تمام اعتبار تفکر جاری (حداقل) برای اهالی موسیقی، ثابت و البته ساقط شد. زیرا صداقت و سلامت کیش بازداشت­شدگان بر عمده اهالی موسیقی مبرز است. مگر آروین صداقت­کیش چه می­کرد و چه می­نوشت که زنجیره انحصار گریبان وی را گرفته است! آروین صداقت­کیش عمده فعالیتش بر مبنای قلم بود. به تحقیق، هیچ­گاه قلم خود را در راه سیاست هزینه نکرد (اگر در وادی سیاست هم می­پیمود، راهی را جز حقیقت­گرایی نمی­گزید). سبک نگارش موسیقایی آروین حقیقتاً، سبکی نوین بود. در فقدان کاروبار پژوهش در حوزه موسیقی، وجود آروین برای این عرصه بسیار مغتنم بود. گواین­که با پیش­زمینه­های که در عالم اندیشه و فلسفه داشت،  قلمش سبقه تئوریکی یافته بود. از این حیث نویسنده­ای یگانه در عالم موسیقی بوده و هست. به تاریخ موسیقی نه یک­جانبه که محققانه می­نگریست. ضمن تاریخ­نگری، با توجه به آن سبقه تئوریک، رویکرد تحلیلی به داده­های تاریخی خود داشت. به معنای واقعی منتقد بود. ویژگی که کمتر در نویسندگان عرصه موسیقی دیده می­شود. در نگارش خود، اصلاً در پی تحقق منافع شخصی و گروهی نبوده و نیست. همواره برای وی حقیقت ارجحیت داشته است. دقت و انظباط فکری وی در نگارش و نقد، از دیگر ویژگی­های وی بود. هرگاه نگارنده مقاله­ای می­نگاشت، برای کسب نظر به ایشان نیز ارسال می­کردم. ایشان بی­رحمانه و البته سنجش­گرانه نیک و بد ماجرا را نشان می­داد. حتی از نقطه و فاصله­ای در تایپ هم نمی­گذشت! مانند نامش صداقت­پیشه و صداقت­کیش بود. چند وقت پیش مقاله­ای درباره تأثیر مشکاتیان در موسیقی ایرانی نگاشت. آروین نقش مشکاتیان را تأثیرگذار و … قلمداد کرد. شخصی بر وی تاخت که فلانی تو پیش از فوت مرحوم نقدهای جدی بر وی وارد می­کردی! … (در فضایی که اگر انتقادی به مشکاتیان می­رفت. هزار وکیل و وصی پیدا می­شد!) آروین در پاسخ گفت: بنده هنوز بر نقدهای خود پای­بندم. من همان­جا درود بر شرف و تقوای علمی این بزرگمرد فرستادم. خبر دستگیری این آزادمرد نگارنده را شگفت­زده کرد و با بغضی ذاتی گفتم: بریده باد دستی که دستان چونین را بر زنجیر افکند. در نهایت دست زنجیربافان در زنجیر باد.

4 – بر اهالی موسیقی فرض است نسبت به دستگیری همکاران و دوستان خود کمی شجاعت پیشه کنند و نسبت به این انحصار دیرینه، مطالبه حق نمایند. بر ظالم خروش کنند. از سویی خانه موسیقی بجاست که مانند حساسیت گذشته خود مبنی بر هتک حرمت جناب شجریان، نسبت به دستگیری این افراد و توقیف مجله فرهنگ و آهنگ، اعتراض صنفی خود را جاری سازند.

عقاب جور گشوده است بال در همه شهر

کمان گوشه­نشینی و تیر آهی نیست

 

نويسنده :ژورناليست سبز

دسته‌ها:موسيقي, جنبش سبز

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

دسامبر 9, 2009 2 دیدگاه

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم                به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

فرامز پايور رفت

پوستر در سايز اصلي

تسليت به تمامي دوستداران موسيقي ايراني

استاد پايور در ويكيپديا

دسته‌ها:موسيقي

با شه ايران سخن گفتن ز آزادي خطاست

دسامبر 7, 2009 4 دیدگاه

چندي پيش با يكي از دوستانم به عشق يادي از اساتيد موسيقي ايران  رهسپار گورستان (گنجينه فرهنگي) ظهير الدوله شديم. در يك هواي سرد و دوست داستني به دربند رسيديم وارد كوچه شديم و گورستان رسيديم. آنچنان گورستان در خواب بود كه انگار سالهاست رهگذري از آنجا عبور نكرده بود و سنگ قبر ها از بغض غربت در حال شكستن بودند  ولي هيچ چيز از صفاي آنجا نميتوانست كم كند و تاريخي كه در دل خود بزرگواراني داشت كه حتي ما از محل خفتن ابديشان بي خبر بوديم. به دنبال مزار عزيزاني چون قمرالملوك ، روح الله خالقي ، نور علي برومند و ابوالحسن صبا بودم كه ناگاه به مزار ملك اشعراي بهار رسيدم. تا به حال به آنجا نرفته بودم و از خفتن اين بزرگ در اينجا بي خبر بودم از خود برخواستم و مبهوت شدم از دوستم پرسيدم چرا نگفتي كه بهار نيز اينجا خفته است!

به او گفتم ما به دنبال خواننده تصنيف ز من نگارم به اينجا آمديم و به سرچشمه رسيديم و شاعرش را نيز در همين جا يافتيم

دوستم جواب داد چون كه صد آيد نود هم پيش ماست.

ولي من هر چه گشتم فقط صد يافتم در آنجا و اثري از نود نديدم. همه خفتگان در آنجا صد بودند شايد هم هزار.

چه هزاراني كه از بيداد زمانه بانگ بر آورده بودند هر يك به شكلي.بهار به شعر و خالقي به نوا و قمر به بانگ و آوا.

هر چه خواستم براي زادروزش بنويسم دستم نرفت اينگونه شد كه اينچنين نگاشتم.

محمد تقي بهار معروف به ملك اشعرا در 17 آذر ماه سال 1265 در مشهد ديده بر جهان هستي باز كرد.  پس از مرگ پدرش ( میرزا محمدکاظم صبوري) منصب وی و لقب ملک‌اشعرا به دستور مظفرالدین شاه قاجار به محمدتقی هجده‌ساله رسید. در دوران استبداد صغیر در سال ۱۳۲۸ ه‍. ق.محمد تقي  بهار به مشروطه‌طلبان خراسان پیوست و در انتشار روزنامهٔ خراسان با آنان همکاری کرد. وی شعرهایی را در این روزنامه چاپ می‌کرد، از جمله شعر معروف «کار ایران با خداست» :

با شه ايران سخن گفتن ز آزادي خطاست                            کار ايران با خداست

مذهب شاهنشه ايران ز مذهبها جداست                            کار ايران با خداست

شاه مست و شيخ مست و شحنه مست و مير مست          مملکت رفته ز دست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا بپاست                          کار ايران با خداست

هر دم از درياي استبداد آيد بر فراز موجهاي جانگداز
زين تلاطم کشتي ملت به گرداب بلاست                              کار ايران با خداست

مملکت کشتي، حوادث بحر و، استبداد خس ناخدا عدل است و بس
کار پاس کشتي و کشتي نشين با ناخداست                         کار ايران با خداست

پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه خون جمعي بي گناه
اي مسلمانان در اسلام اين ستم ها کي رواست؟                   کار ايران با خداست

شاه ايران گر عدالت را نخواهد باک نيست زان که طينت پاک نيست
ديده خفاش از خورشيد در رنج و عناست                               کار ايران با خداست

باش تا آگه کند شه را از اين نابخردي انتقام ايزدي
انتقام ايزدي برق است و نابخرد گياست                                 کار ايران با خداست

سنگر شه چون به دوشان تپه رفت از باغ شاه تازه تر شد داغ شاه
روزديگر سنگرش در سرحد ملک فناست                                  کار ايران با خداست

باش تا خود سوي ري تازد ز آذربايجان حضرت ستارخان
آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشور گشاست                    کار ايران با خداست

باش تا بيرون ز رشت آيد سپهدار سترگ فر دادار بزرگ
آن که گيلان ز اهتمامش رشک اقليم بقاست                          کار ايران با خداست

باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پديد نام حق گردد پديد
تا ببينيم آن که سر ز احکام حق پيچد کجاست                        کار ايران با خداست

خاک ايران، بوم و برزن از تمدن خورد آب جز خراسان حراب
هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست                            کار ايران با خداست 

محمد تقي بهار پس از چند سال پر هياهو در اواخر دوران قاجار و يك سري قيام هاي ناكام و جنگ جهاني اول به دوران رضا شاه ميرسد.

با ظهور رضاشاه پهلوی بعدی و وعدهٔ جمهوری‌اش، بهار با سردار سپه همراه شد ولی پس از مدتی «سر و کلهٔ دیکتاتوری عظیمی را از پشت پرده» دید و انتقاد از دولت رضاشاه را شروع کرد. بهار از قول رضا شاه (پس از روی گرداندن بهار از وی) می‌نویسد: «من ملک اشعرا را خیلی دوست داشته‌ام ولی خود او نخواست از من استفاده کند».

با باز شدن مجلس پنجم که بهار در آن نمایندهٔ ترشیز است، فرار احمدشاه، و فرمانروایی کامل سردار سپه بر ایران، بهار به مخالفت‌های خود ادامه می‌دهد (و از جمله در9 آبان  ۱۳۰۴ رأی مخالف می‌دهد). در نتیجه به مجلس مؤسسان که اکثر نمایندگان مجلس پنجم در آن عضوند دعوت نمی‌شود. در مجلس ششم بهار برای آخرین بار و این بار از تهران به نمایندگی انتخاب شد و با پایان این دوره از زندگی سیاسی کناره‌گیری می‌کند.

از ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ بهار دوبار زندانی می‌شود و یک بار نیز به مدت یک سال به اصفهان تبعید می‌شود. در همین درگیری‌ها دیوان اشعارش که در چاپخانهٔ مجلس چاپ شده بود ولی توزیع نشده بود توسط شهربانی ضبط می‌شود و بعد از شهریور ۱۳۲۰ از ۲۸۰ صفحهٔ اولیه تنها ۱۴۰ صفحه پیدا می‌شود. کارهای دیگر بهار نیز، غیر از تاریخ سیستان، مجمل التواریخ، سبک‌شناسی، و چند کتاب درسی، در انبار وزارت فرهنگ مفقود یا «مندرس» می‌شود. وی درسال ۱۳۲۳ پس از کنار رفتن رضاشاه پهلوی کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی را چاپ کرد و در آن به انحلال سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پرداخت.

پس از رضا شاه، با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی دوره‌ای کوتاه مردم ایران زندگی سیاسی نسبتاً آزادانه‌ای را تجربه کردند. این دوره، دوره شکل گیری و فعالیت و تحرک مجدد انجمن‌ها و تشکل‌های فرهنگی و هنری بود.

انجمن ادبی ایران مجدداً در سال ۱۳۲۰ ش. به ریاست ادیب السلطنه سمیعی و با یاری ملک الشعرای بهار و جمعی از شاعران و نویسندگان پا گرفت.عمارت فرهنگستان ایران در اختیار این جمع قرار گرفت و هر هفته در آن جلسه بر گزار می‌شد. در این جلسات شاعران و نویسندگان آثار خود را می‌خواندند و در بارهٔ آن‌ها بحث و گفت و گو می‌کردند.در همین انجمن طرح‌هایی برای تالیف کتاب لغت نامه، داستان و سناریو تهیه شد که در حد طرح ماند.

در همین سال ملک الشعرای بهار جمعیت ایرانی هوادار صلح را بنیان نهاد، و قصیدهٔ معروف جغد جنگ را بر پیشانی این جمعیت نشاند. روزنامه مصلحت به مدیریت احمد لنکرانی نیز نشریه این جمعیت بود، جمعیتی که بسیاری از شاعران و نویسندگان در آن فعال بودند.

شعر جغد جنگ :

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
 كه تا ابد بریده باد نای او
زمن بریده یار آشنای من
 كزو بریده باد آشنای او ا
چه باشد از بلای جنگ صعبتر
 كه كس امان نیابد از بلای او
شراب او زخون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر، غذای او
همی زند صلای مرگ و نیست كس
 كه جان برد ز صدمت صلای او 
همی دهد ندای خوف و می رسد
 به هر دلی مهابت ندای او
همی تند چو دیو پای در جهان
به هر طرف كشیده تارهای او
چو خیل مور، گرد پاره شكر
 فتد بجان آدمی عنای او…

در دوران محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۲۵ شمسی بهار مدتی وزیر فرهنگ شد.

در پايان دو تصنيف از اشعار وي براي علاقه مندان عزيز قرار داده ام:

ز من نگارم با صداي استاد محمد رضا شجريان كه قبل از او توسط قمر الملوك وزيري اجرا شده بود و تصنيف وطن من كه بي مناسبت با احوال اين روز هاي كشور عزيزمان نيست، با صداي زنده ياد ايرج بسطامي و آهنگ سازي استاد پرويز مشكاتيان كه هنوز در غم فراق آن عزيز نيز ميباشيم.

دانلود ز من نگارم
حجم : 1.09 Mb

زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزیز من ، آخ، منالُ دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد

دانلود وطن من
حجم: 1.71 Mb

ای خطه ایران مهین، ای وطن
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی، از دل مهن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته خویش نداری کفن من
امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من

كيهان كلهر با نوايش جادو مي كند

نوامبر 22, 2009 ۱ دیدگاه

 

خشك چوبي ،خشك سيمي ، خشك پوست                از كجا مي آيد اين آواي دوست

سوم آذر ماه زادروز كمانچه نواز توانمند و شهير ايراني، كيهان كلهر.

كلهر با نواي كمانچه اش مرا سحر و جادو ميكند. خاطرات زيادي با آثار او دارم از جمله اثر بسيار زيبا و ماندگار شب ، سكوت ، كوير به خوانندگي استاد محمد رضا شجريان كه به مردم ايران زمين مخصوصا مردمان خراسان تقديم شد.

كيهان كلهر در سوم آذر ماه سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود.دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.

کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغ‌التحصیل شد. او از جمله موسيقيدان هاي پركار ايرانيست كه براي شناساندن موسيقي ايراني تلاش بسياري كرده است. از جمله فعاليت هاي او ميتوان به كار هاي مشترك او با موسيقيدان هاي غير ايراني اشاره كرد كه از كارهاي ايراني او بيشتر است از جمله:

سري آلبوم هاي غزل كه شامل 4 آلبوم ميشود كه با همكاري شجاعت حسين خان نوازنده سيتار هندي و سانديپ ساس نوازنده طبلار ضبط شده است.

كارهايي به همراه  کوارتت کرونوس (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک كه حاصل آن موسيقي جاده ابريشم و شب هاي فيروزه اي نيشابور بوده است.

شهر خاموش به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر ،كيهان كلهر اين اثر جاودان را براي كودكان حلبچه ساخته و بهترين آلبوم سال شد.

آلبوم تا بيكران دوردست كه در خارج از ايران به نام The windمنتشر شده همراه با اردال ارزنجان ترك نوازنده باقلامار.

و همكاري او با گروه هاي ايراني مربوط ميشود به چندين سال رويايي موسيقي ايراني كه كيهان كلهر به همراه استاد شجريان و استاد عليزاده و همايون شجريان گروه اساتيد را تشكيل داده بودند و اثار زمستان است ، بي تو به سر نمي شود ، فرياد ، ساز خاموش ، سرود مهر را خلق كرند.

البته فعاليت كيهان كلهر با ايراني ها به اينجا ختم نمي شود و آثار زيباي ديگري از جمله در آيينه آسمان و نخستين ديدار بامدادي به همراهي علي اكبر مرادي و پژمان حدادي روانه بازار كردند.

از جمله افتخارات او مي توان به نامزدي جايزه گرمي براي كارهاي زمستان است و بي تو به سر نمي شود و آلبوم هاي غزل نام برد.

استاد حسين عليزاده درباره كيهان كلهر چنين ميگويد:  او جهاني ترين موسيقيدان ايرانيست

در پايان دو اثر از كيهان كلهر به همراهي سيامك جهانگيري ، سيامك آقايي و ژدرام خاور زميني براي شما عزيزان

 قرار داده ام:


دشتي

نوا
 

دسته‌ها:موسيقي
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.